تبلیغات
Flashy girl - نویسنده-61

نویسنده-61

سه شنبه 2 مرداد 1397♦ 10:05 ب.ظ♦ Flashy girl♦

اگر زمان به عقب برمیگشت ...
اگر زمان به عقب برمیگشت من احتمالا باز هم فلشی گرل بودم
حتی اگه تلاش به تغییر میکردم
تلاشم به اندازه کافی قوی نمیبود
که بتونه دست خط خدا رو باک کنه
بهش میگن سرنوشت
سرنوشت از بیش تعیین شده
تصور کنین دنیا یه کتاب باشه
و ما شخصیت های اون کتاب داستان باشیم
داستانی که نویسندش کس دیگه ایه
درحالی که شخصیت های داستان فکر میکنن خودشون نویسنده اند
درکش مثل این میمونه که یه بار وسط کتاب خوندن
یکی از کاراکتر ها بگه عه من شخصیت یه داستانم
این دنیا یه داستانه
اون هیچ وقت همچین چیزی رو نمیگه
چون متوجه نمیشه 
و ما هم درست مثل انها هستیم
متوجه نمیشیم
درحالی که با تمام وجود تلاش میکنیم تغییر بدیم
تغییر بدیم داستان رو
اما نمیشه 
تا زمانی که تو داستان باشی نمیشه
باید یه نردبان بذاری و ازش بری بالا
تا جایی که دیگه از ورقه ها سر بخوری بایین
و وارد دنیای بوچی شی
جایی که کسی قبلا نویسنده نبوده
و تو میشی اولین نویسنده
کسی که قبلا یکی از کاراکتر های نویسنده دیگه ای بوده
خودش میشه نویسنده یه دنیای دیگه
که ما به اون نویسنده میگیم خدا
always believe

منظور کلی این متن این بود که برای اینکه بتونیم
سرنوشت رو تغییر بدیم باید از حبابی که خودمون
برای خودمون ساختیم بریم بیرون:)

نوشته شده توسط فلشی گرل